تبليغاتX
پــارســ گــرافـیــکـــ

سه شنبه دوم آذر 1389

باور کنم یا نه ؟؟؟؟

این روزا سخت مشغول مغازم و کاری به غیر از اینم انجام نمی دم ، علاقه ای که به شغلم و کارم دارم شاید باورتون نشه ولی در وجود خودم وصف ناپذیره و ذره ای نمی تونم فکر کنم که روزی برسه که من دیگه این کارو نداشته باشم ، ولی به هر حال دارم با ابن شرایط با این علاقه روزامو می گذرونم ، امروز یه نفر بهم زنگ زد و مطلبی رو عنوان کرد که باورش کمی برام سخت بود ، ولی شاید بیشتر برام توضیح بده بتونم قبول کنم ، مسلما در روزای آینده اتفاقات جالبتری هم می افته که سعی می کنم اینجا بنویسم تا بعد ها از یادم نره . . . 
نوشته شده توسط علی در 23:22 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه شانزدهم آبان 1389

خواب های غیر قابل منتظره

وقتی از یک روز خسته کاری میای خونه ، تا 1 نیمه شب پای کامپیوتر و بعد که به خواب میری انتظار داری قشنگ ترین خواب دنیا رو داشته باشی ، چی می تونه صبح که از خواب پا می شی ، متعجبت کنه ، یک خواب از یک دوران خاص که مربوط مبشه به 5-6 سال پیش ، و نمی دونم و نمی دونم چرا خدا این کارو با ما می کنه ، باید یک خوابی ببینم که کلا عوامل اون خواب رو در دنیای واقعی از یاد بردم و دلمم نمی خواد بهش فکر کنم ، ولی خدا با این کاراش نمی دونم چی رو می خواد ثابت کنه ، اگر ما آدما از این حکمت خدا با خبر بودیم چی می شد. . .
نوشته شده توسط علی در 22:36 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه هشتم مهر 1389

استقلالی ها دات آی آرم کاندید بهترین سایت ورزشی شد

وبنا - آرش زاد - سرانجام نتایج کاندیداهای سومین جشنواره وب سایت‌های ایران پس از ماه‌ها تلاش و بررسی پایگاه‌های مختلف توسط داوران و دبیران، از سوی سایت رسمی جشنواره اعلام شد. هرچند که طبق پیش بینی‌های انجام شده قرار بود نتایج نهایی این جشنواره تا اردیبهشت سال جاری اعلام شود اما وجود مشکلات و دلایلی باعث شد تا این امر با تاخیری چند ماهه اتفاق بی‌افتد.

"آنچه که می‌توان به عنوان دلیل تاخیر اعلام نتایج بیان نمود، الکترونیکی شدن سیستم داوری بود. همچنین تعداد شرکت کنندگان بیشتر در این دوره باعث افزایش تعداد شاخه‌ها و به نسبت، دو چندان شدن زمان تاخیر این رویداد شد." این موارد را شایان شلیله به عنوان دلایل اعلام نتایج دیر هنگام کاندیداها عنوان کرد.تعداد داوران حاضر در این دوره از جشنواره 32 نفر بودند که داوری سایت‌ها را در 3 مرحله انجام دادند. مرحله اول را می‌توان به نوعی فیلتر سایت‌هایی که هیچ یک از شرایط لازم برای شرکت در جشنواره را نداشتند عنوان کرد. در مرحله دوم که 3 ماه به طول انجامید، جمع داوران به بررسی و امتیاز‌دهی سایت‌ها پرداختند. در مرحله نهایی نیز دبیران علمی جشنواره، بررسی‌های نهایی را انجام داده و کاندیداهای مربوط به هر داسته را معرفی کردند.طبق گفته دبیر اجرایی جشنواره وب سایت‌های ایران، نتایج نهایی و اعلام وب سایت‌های برنده با برگزاری مراسمی برای اهدای تندیس، نهایتا تا پایان مهر ماه انجام می‌شود. وی همچنین آقایان پرهام باغستانی، نیما عربی، آرش زاد، محسن براتی، آیدین بهرمان، محمد رضا محمد علی و صالح سوزنچی را به عنوان همکاران این جشنواره معرفی کرد.نحوه عملکرد این سری از جشنواره و بررسی کارهای انجام شده در آن، طی نشستی با حضور جمعی از فعالان وب ایران، به زودی مورد بررسی قرار می گیرد. برای دیدن فهرست کامل کاندیداهای این دوره به سایت اصلی جشنواره مراجعه کنید. وبلاگینا طی طرحی که به زودی آن را اعلام می کند، مصاحبه ای را با شایان شلیله، دبیر اجرایی جشنواره وب سایت‌های ایران انجام خواهد داد.

در بخش بهترین سایت ورزشی: bordobakht.com ، esteghlaliha.ir ،frisbee.ir ، fcpersepolis.net و esteghlali.com

نوشته شده توسط علی در 22:17 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه چهاردهم شهریور 1389

آخرین آدینه رمضان . . .

دیروز چون جمعه بود و روزه بودم خوابیدم تا ساعت 5 بعد از ظهر ، بلند شدم ، یه تی وی رو آن کردم و دیدم بازی تیم ملیه با چین ، تا منتها الیه نیمه اول سی کردیمو ، اومدیم تو روم پشت پی سی ، تا نشستیم ، امیر حسین زنگ زدم و گفت علی بیا بریم بیرون (آخه تو ماه رمضون عجیب بود زنگ بزنه ) گفتم با کی ، گفت خودمون ، گفتم بیام چی کنیم دو نفری ، گفت با ماشین میام ، دیدم خودمم بی کارم گفتم بیا ، یه 20 مین بعدش اومد و سوار که شدیم ودیدم مجتبی رو هم خبر کرده و رفتیم سراغ اون ، همین طوری می چرخیدیم و ول می گشتیم و هی زنگ می زدیم به حسن که اونم گوشیش خاموش بود ، یه یه ساعتی چرخیدیم و جاده گنج نامه رو چن بار متر کردیم ، تا بالاخره حسن روشن کرد گوشیشو ، رفتیم سراغ اونم ، برداشتیم و شروع کردیم به برنامه چیدن ، اینجا باز بنده ول خرجی کردم و کشیدم به رخ همشون و گفتم افظار مهمون من ، رفتیم یه تیان (ظرف بزرگ ) آش رشته گرفتیمو با شیر کاکائو و کیک و رفتیم نشستیم انتهای بلوار جوان ، چون سه تامون به جز یکی روزه بودیم ، خیلی حال داد به همون آش رشته هه ، بعد قلیون مجی رو که از خونشون آورده رو آتیش کردیم و داشتیم میقلیونیدیم که دیدم به به ، استاد رستنده (استاد اندیشه اسلامی و اخلاق تربیت دانشگاه آزاد همدان ) با خانواده داره عبور می کنه و چون مشتری پرا پا قرص ما ام بود و هر روز پلاس بود مغازه ما ، با من خیلی جور بود با مجی هم رفت و اومد خانوادگی داشتن و کلا آشناییش از 100 بالای 80 می زد داره با خانواده رد میشه ، تا دیدم ، رومو برگردوندم و مجی خم شد تا اون یه تیکه رو رد کرد مردم از خجالت ، تا چند دقیقه نمی دونم به کی هی فحش می دادم ، بعد چند مین بساطو جمع کردیم و رفتیم دوباره جاده گنج نامه یه چند تایی آهنگه بیس و گاهی اوقات درام هم گوشیدیم و امیر حسین یکی یکی رسوندمون ، خدا این جمعه ها رو نگیره ازمون ، تو هفته که من تو مغازه صاف می شم ، مگه اینکه این جمعه ها جمع شیم دور هم ، اومدییم رسیدم خونه دیدم به ، میثم (پسر دایی ) داره میره ، شب اومده بودن خونه ما ، نه من بودم نه داداشم ، خورده بود تو حالش ، تا رسیدم بلند شدن رفتن (تایم : 11:45 بود ) شبم هر کاری کردم هر کاری کردم سر جمع تا صبح 20 دقیقه خوابم نبرد که نبرد ، امروزم تو مغازه از بی خوابی گیج گیج بودم اساسی !
نوشته شده توسط علی در 0:28 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه دهم شهریور 1389

لـــ....ــذتـــــ..ــ

دیگه خسته شدم ، از این کارای خودم ، دیگه انجام نمی دم ، تصمیم گرفتم بی تفاوت باشم نسبت به اون چیزی که بعد از اتفاقی که براتون تو چند پست قبلی تعریف کردم برام افتاد ، دیگه مهم نیست ، می خوام دیگه فقط لذت ببرم از این دنیا ، که برده بودم ، می خوام تا اونجا که می تونم لذت ببرم از زندگیم و به کوچکترین چیزی که ممکنه حتی ذره ای ناراحتم کنه اهمیت ندم ، می تونم پس انجام می دم . . . 
نوشته شده توسط علی در 23:57 |  لینک ثابت   •